محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
414
آثار عجم ( فارسى )
هر يك سه زرع ارتفاع دارد و يك ذرع و نيم عرض - از سنگهاى بسيار بزرگ ، آن درها را بر پا داشتهاند ( و آن دو درب را گاو شير مىنامند ) ؛ و از پشت دو درب مذكور ، نهرى به جانب مغرب بريدهاند كه عرض آن متجاوز از شش ذرع است ؛ ولى هر چه پيش مىرود ، عريضتر مىگردد ؛ بعد از آن ، نهر را از جانب مغرب منحرف كرده و پيچانيدهاند به جانب جنوب ؛ تا متّصل شده به رودخانه . ديوارهاى اطراف آن نهر ، تمام از سنگ و ساروج ساخته شده و در جلوى آن ، دو درب مذكور كه گاو شير نام دارد ، الان به چوبهاى قوى ، مسدود است كه آنها را قفل و بند نموده و ميخ زدهاند ؛ كه آب رودخانه بتمامه از آن دربها ، به نهر مذكور نرود . بلى ؛ از شكاف چوبهاى درها ، آب قليلى فرو مىريزد و داخل نهر مىشود ؛ مىرود تا پشت بند و به رودخانه ملحق مىگردد و اين آب هم ، نيز از رودخانه به كربال مىرسد كه به آن نيز زراعت مىنمايند . اين مطلب بيانى ديگر دارد كه مرقوم مىشود : تتمّه : در بلوك كربال ، زمينهايى است كه پست است و زمينهايى كه بلند است ؛ بعضى را [ 255 F ] عليا و بالا دست و بعضى را سفلى « 1 » و پايين دست مىنامند « 2 » . پس ، آن دو جدولى كه گفتيم در جلوى بند بريدهاند ، كه آب در آنها سوار مىشود ، آب آنها به جهت زراعت اراضى عليا و بالا دست است . و آن نهرى كه گفتيم از عقب گاو شير ساختهاند ، آب آن براى زراعت اراضى سفلى و پايين دست است ؛ و ظاهرا چنين مىنمايد كه قبل از ساختن بند و پل آن ، اين دو درب گاو شير و نهر را ساختهاند و آب را گردانيده ، به سمت نهر مذكور ؛ آنگاه كه بند و پل ساخته و پرداخته آمده و به اتمام رسيده ، آب را به جانب پل رها نمودهاند و دربهاى گاو شير را مسدود كردهاند و رخنه براى آن گذاردهاند كه لختى آب از آن رخنهها نيز برود . چون مطلب فوق دانسته شد ، باز تفصيلى ديگر است كه بيان مىشود و آن اين است كه در زير دست آن دو درب گاو شير مذكور ، بدون فاصله ، يك درب ديگر است كه آن
--> سير نمايد . ( 1 ) . به ضمّ اوّل ، هر چيز پستتر است و اين مؤنث اسفل مىباشد . ( 2 ) . در اينجا به اصطلاح اهل مساحت است كه مىنامند و مقصود ما آن عليا و سفلى نيست كه اهالى آنجا گويند و اسم بعض اراضى را عليا و بعضى سفلى نهادهاند ؛ و عليا به ضمّ اوّل و حرف سيّم ياء حطّى ، هر چيز بلندتر را گويند و اين تأنيث اعلى است .